Friday, August 17, 2007

بارون

.جاتون خالی خیلی خوش گذشت، زیر بارون رفته بودیم جولینا پارک. البته با بارونی، خیس نشدیم
. حالا که برگشتیم آفتاب در آمد
مرغ های آبی از مقر همیشگی شون کنار استخر، آمده بودند وسط جاده ی آسفالت پارک، یک جایی که غیر آز آسمون چیزی بالا سرشون نباشه. نوکشون را زیر بال و پر شون قایم کرده بودن (خیس نشه؟!)، تک پایی استاده بودن؛ بارون می گرفتن
اردک ها ی تنبل که همیشه جلوی در زیر آفتاب لم داده بودن. با نوکشون سرسختانه، توی چاله هایی که از آب بارون پر شده بود را جست جو می کردن
فکر نمی کنم امروز توی هلند کسی غیر از من و پسرم و این مرغ ها و اردک ها از بودن زیر بارون کیف کرده باشه
هلندی ها درسته که به بارون عادت دارن ولی از بارون خوششون نمی یاد
یا به عبارتی همیشه از وضعیت هوا شاکی اند
__________________________
این که این همه مدت اینجا مطلب ننوشتم، برای این بوده که سرم با ویکی پدیا گرم بود
معنی پست قبلی : پیروزیت مبارک ای عراقی ای قهرمان
این شادمانیی است و بعد از شادمانیه{امنیت} روزگارت (به شیرینی) عسل می شود
(انشالله آخرش را هم خودم اضافه کرده بودم)
پست قبلتر از قبلی هم، یه اشکالاتی داره!. دوستان مسلط به زبان عربی ببخشند

1 comment:

Anonymous said...

خوش بگذره