Thursday, March 29, 2007

باغ گل

پریروز که اولین پستم را می نوشتم ، فراموش کرده بودم که روز تولدم است. چند نفری تلفن کردن و تولدم را تبریک گفتن. همسرم هم به عنوان هدیه یک بسته بستنی خریده بود و در توری که یک ماهه دیگه به باغ گل هلند میره، برای من یک جا رزرف کرد :)
باغ گل از یه شاخه گل خیلی بهتر است ! نه؟
جشن تولد شاید به نظر کار بیهوده ای بیاد ولی فرصت خوبی که آدم ها محبتشان را به هم ابراز کنند ، و بگن که بیاد هم هستند. از تمام کسانی که آن روز من را خوشحال کردند ممنونم

Tuesday, March 27, 2007

سلام
نمیدونم دقیقا چی می خوام توی وبلاگم بنویسم. ولی فکر می کنم تجربه بدی برای نوشتن نباشه . چند وقتی میشه که دفتر یادداشت روزانه ندارم. دفترچه هام مدتی آرام تویی گوشه ای از این دنیا منتظر نشسته اند تا رویایی که دیگه حالا مامان شده از سفر برگرده. امید دارم که این دفتر اینترنتی بتونه عادت به نوشتن را در من زنده کنه.